*قلبی که مرده بود افتاد زیر پا!
×..........................................
*فرقی نمی کند؟!! الحق که بی وفا...
نه بی وفا که نه،یک جور کافری
یک جور آتشی، شکر خدا شما....
شکر خدا شما از جنس آب رود
شکل خلیج فارس یا بحر احمری
×........................................
*نه احمدی که نه دریای احمری
×.........................................
*من حرف کی زدم؟تهمت نمی زدم!
تو گیر می دهی پشت هر اشتباه...
×...................................................
*بس کن .. ببین... شکست لیوان مادرت
هی غر نزن به من ، جون خودت... خدا
×....................................................
*من داد می زنم؟؟ کی داد؟کو ؟کجا؟
اصلا ولم کن و از خانه ام برو
لعنت به تو،به من،بر شیر مادرت...
-------------------------------------
در بسته شد و((من)) افتاده روی مبل...
هی فکر می کنم... لعنت به آدما...
او رفته است و من وقتی که میکنم
در این غزل نگاه...در این غزل چرا ؟؟؟؟
وزنش شکسته است.. لیوان مادرش...
کو قافیه ؟ کجاست؟ پس نظم خانه اش؟
من گیج می شوم تو گیج میشوی
((گویی پریده باز رنگ از رخ قلم...))
یک کورس می روم پای پیاده باز
از خوابگاه سنگ تا آن سر علم .
|
+| نوشته شده توسط
م.ا.ا در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
|